بمناسبت ماه نزول قرآن ،ماه مبارک رمضان جزء خوانی

قرآن مجیدهر روز ماه مبارک رمضان ساعت 19:30در مسجد جامع

رستمکلا برگزار میگردد (باحضوریادگار حضرت آیت الله حاج

شیخ محمد جواد ایازی(ره))


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 04:24 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)

برادران! شماها چرا قرآن را حفظ نمیکنید؟ شماها جوانید. والله مکرر اتفاق افتاده که با خودم فکر کرده‌ام و گفته‌ام که اگر ممکن باشد، هرچه دارم، بدهم و حفظ قرآن را
بگیرم؛ ولی افسوس که ممکن نیست.


در این سن، من دیگر نمیتوانم قرآن را حفظ کنم؛ اما شما جوانید، شما بچه‌اید و میتوانید حفظ کنید. حافظه‌ی شما، حافظه‌ی جوانی است. سنین بیست‌وپنج‌ساله و سیساله و زیر سی سال - که غالب قرّاء ما بحمداللَّه در این سن هستند - سنین حفظ قرآن است. کلام خدا و آیات کریمه‌ی الهیه را حفظ کنید و از حفظ بخوانید.
بیانات در دیدار جمعی از قاریان قرآن ۱۳۷۰/۰۱/۲۲


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 04:24 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(8)

زندگی نامه حضرت خدیجه (س)

خدیجه که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد و نوشته اند هشتاد هزار شتر و پول های فراوانی در دست افراد مختلف برای تجارت داشت، وقتی می خواست با رسول خدا ازدواج کند، گفت:«به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد است. کسی که خودش را در اختیار تو می‌گذارد، چگونه مالش را در اختیارت ...

حضرت خدیجه مادر ام ابیها

آرى، این خدیجه بود كه در برابر شخصیت متعالى و فضایل برجسته و خصوصیات و ارزش‌هاى والاى انسانى و خصلت‌هاى ملكوتى محمدصلی الله علیه و آله چنان خاضع و فروتن شده بود كه دیگر براى هیچ كدام از آن آداب و رسوم و سنت‌هاى اشرافى ارزشى قائل نبود.

مقام حضرت خدیجه در پیشگتاه خدا ورسول اکرم (ص)

جالب این است كه راهب نصرانی این مسئله را قبل از رسالت پیامبر و ازدواج او با خدیجه به خوبی پیش بینی كرد كه اگر خدیجه پیغمبر را رها نكند به مقامات و فضائل عظیمی دست خواهد یافت؛ آنجا كه به میسره غلام خدیجه گفت: «ای میسره به خانم و مولای خود سلام مرا برسان و به او اعلام كن


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 04:24 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(1)


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 04:24 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)
تاريخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 03:52 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 24 اسفند 1392 | 14:00 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)

برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | 18:16 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)

 

 

                

اَینَ المُرتَجی لِاِزالَةِ الجَورِ وَ العُدوان
برای آمدنت کدام سند تاریخ را باید واسطه کرد
دستهای بسته حیدر
            یا پهلوی شکسته مادر...

                                                                                 یا صاحب الزمان(عج)

                                                            


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | 17:52 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)

 

                                                                                


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | 17:48 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)

........ من کشته شده ای خواهم بود که یاد نمی کند مرا مومنی الا اینکه می گرید ...........

این فریاد بلند معرفت است که صدای دروغهای تاریخ برای نشنیدن ان بلند است.

این صدای اشک استء اشک عزاء اشک غربت ءهمان اشک معرفتی که می خواهند از من بگیرند.

دوباره محرم شده فصل باریدن عشق .

فصل عاشقی استء فصل اشک است. نمی بینی اسمان خون می گیرد.

دلم تنگ کربلاست بگذارید گریه کنم

.بگذارید اشک ها بر زینب سلام الله علیها سلام کنند . دلت که شکست سلام برقلب زینب صبور.

سلام بر اشک های زینب سلام الله علیها که محشر عشق اند .

و در سوگ عشق همراه دل زینب سلام الله علیها باید گریست .

باید در غم عشق ضجه زد .تا عزادار بود و عزادار خریدار عشق است. پس می گریم نه برای یک گذشته ی تاریخ می گریم نه برای دیروزی که فراموش شده بلکه برای روزی می گریم که روح ایام است که عقل را در وادی حیرت مست کرده می گریم تا حیات را در اشک ها جستجو کنم.

از اغاز افرینش با ادم در بهشت می گریم با یحیی علیه السلام سر به بیا بان می گذارم .با موسی علیه السلام در میقات و طور برای حسین می گریم ..

با محمد صلی الله علیه و اله در معراج و با علی علیه السلام در محراب برای حسین می گریم با زینب سلام الله علیها در قتلگاهء گاه وبیگاه برای حسین می گریم

با اسمان خون می گریم با سنگ ها خون می گریم با سرمایه ی اشک هر صبح وشام با منتقم خون حسین می گریم

در صف محشر بلند می گر یم ولی گویی گریستن هم جرم است اشک ها هم بدعت شده اند چرا که در بازار ریا کسی صورت های غمگین اشک الود را خریدار نیست.

لباسهای مارک دار رنگارنگ زیبا خریدار دارد نه پیراهن های سیاه گلی نه پیرا هن های پاره نه پا های برهنهء مردم چهره های خندان می خواهندءخنده از جهل و مستیء نه گریه ی بلند معرفت نه اشکء گوشها اواز و ترا نه پاپ و تکنو و رپ می پسندند نه نوحه و روضه وشور.

صدای دیجی فلانی و فلانی با عکس و پو ستر...نه فلان مداح..کلاس تکنو ورقص در شهر حلال است . علم و بیرق و طبل نه ء کتل و تعزیه نهء اشک عزا نهء بوی غربت عزادارانء محرم را پر کرده..

انگار یادمان رفته که خدا هستی را بر محبت اهل بیت علیهم السلام خلق کردهء انگار میان همه حلال های شهر فقط عزاداران سیدالشهداحرام است..

روضه می گیری می گویند چقدر گریه؟چه قدر اشک ؟

سینه می زنی می گویندء با دست ارام به سمت راست سینه ات بزن مبادا به قلبت فشار بیاید.

تغزیه می گیری طبل می زنی.............

طبل می زنیم تا بی خبران بپر سند چه خبر است . تا بگوییم ماه ماتم رسیده است . تا بگوییم حرام خوران عالم ریختن خون حسین را حلال دانسته اند . تا بگو ییم زندگی بی عشق حسین حرام است و این همان معنی است که ابتدا و انتهای سال از محرم شروع می شود و به محرم پا یان می پذیرد پس مردم در حلا ل و حرامتان بیشتر بنگرید .

هم نوا با امام زمان(ع).......................

جد بزرگ وار و غریبم اگر روزگار مرا به تاخیر انداخته و مقدرات مرا از یاری ات دور کرده و با کسانی که با تو کار زار کردند در نبرد و جنگ نبودم و با کسا نی که با تو دشمنی و ستیز کردند ستیز نکردم . پس صبح و شام برایت ندبه می کنم و به جای اشک خون می گیرم

بحارلانوارجلد 98ءص317-0328


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 10 آبان 1392 | 00:35 | نویسنده : baabalhosein | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • مقاله عکس